تبليغاتX
حـــــــرمــــان

حـــــــرمــــان
دست نوشته های تنهــــایی 


سلام امیدوارم خوب و خوش وسلامت باشید

بعد از مدتها اومدم با یک دوبیتی جدید و قول میدم

از این به بعد هر روز بهتون سر بزنم و شما هم  لطفا

دست نوشنه های من را بخونید و نظرتون را بنویسید ممنون .

 

بی تو گذشت روز و شب و ماه و سالها

ماندند بی جواب تمــــــــام ســـــــــوالها

شایـد که باز آیی و شــاید بــــــبــــینمت

من مانده ام به شـوق همـــین احتمــالـها

 

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 8:32 ] [ محمد ]
دوستان خوب و عزيز سلام . خوبيد

اميدوارم هركجاي دنيا كه هستيد خوب و خوش و خرم باشيد .

راستش را بخواهيد مدتي دستم بند نوشتن فيلمنامه ي جديدمه

براي همين كمتر ميتونم به وب سر بزنم .

اما دلم براي همتون تنگ شده .

بدرود .

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 18:12 ] [ محمد ]
همراهان عزیز سلام . با عرض پوزش به خاطر مدت غیبت طولانیم .

و تشکر از همه دوستان خوبی که سر زدند و با نظرات خوبشون من را مورد لطف قرار دادند .

مدتی است به خاطر فروش سیستمم نمیتونم به وبلاگم سر بزنم

اما امیدوارم به زودی یعنی قبل از پاییز کتاب جدیدم را به چاپ برسونم

با عنوان ( دو خط تنهایی ) .

دلم برای همتون تنگ شده .

 بهم سر بزنید . بدرود .

[ شنبه چهاردهم خرداد 1390 ] [ 12:8 ] [ محمد ]
دوستان عزیزم سلام .

دوبیتی جدیدم تقدیم به همه شما خوبان .

 

آرام کنار پای ساحل بنشست

آهسته نوشت روی شنها با دست

آن قلب که جای گرم چشمانت بود

امروز زسردی نگاهت بشکست

 

.

[ جمعه ششم اسفند 1389 ] [ 12:52 ] [ محمد ]
.

 

در دل خسته من هیچ اثر از شادی نیست

هر چه گشتیم دلی شاد در این وادی نیست

شعر آباد مرا دوری تو ویران کرد

 مدتی هست در این قافیه آبادی نیست

رفتی از پیش من و خاطر تو تنها شد

رفتی و حرفی از آن وعده که میدادی نیست

وعده دادی که بمان تا که بمانم باتو

مانده ام در قفس بی تو و آزادی نیست

مانده ام حسرت یک لحظه نگاهت بر دل

قاصدک مانده به امید ، ولی بادی نیست

نیست ماهی و نگاهی و پناهی بی تو

یار بسیار ولی غیر توام یادی نست

...

 

 

 

.

[ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 16:16 ] [ محمد ]
همراهان عزیز سلام .

ممنون از دوستانی که بعد از مدتها به سراغم اومدند و از اونهایی که

 بی تفاوت گذشتند و حتی سری هم به تنهایی حرمان نزدند .

 

کی تو از این کوچه گذر میکنی ؟

کی به مـن خســته نظـر میکنی ؟

زار و پریشــــــانم و حتی تو هم 

از من بشــــکـسته حــذر میکنی

 

کاش بیــایی بـه ســــراغم شبی

تا بشوی چشم و چراغــم شبی

کاش تو هم مثـل دلم سر کنی

بی خود و دلبـــاخته با غم شبی

...

 

.
[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 14:19 ] [ محمد ]
 

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان را به شما تسلیت عرض میکنم .

 

یک بیابان سوز و یک صحرا عطش

داغ بســـــــته بر همه لبــــها عطــش

آسمـــان کام زمـــین را تر نــکــرد

فکـر لبهـــای علی اصـــغر نــکــرد؟

کوزه و جام و سبو خشکیده است

مشک و لبهای عمو خشکیده است

ناگهان از خیمه بوی یاس رفت

تا که از پیش حسین ، عباس رفت

رفت سوی کوفیان آواز کرد

عقده های سینه اش را باز کرد

من اباالفضلم ، علمدار حسین

ساقی طفلان تبدار حسین

رفت تا آب آورد اما دریغ

بر تنش بنشسته صدها زخم تیغ

آسمان از دیدنش بی تاب شد

آب دجله از خجالت آب شد

آب دجله از خجالت آب شد ...

 

.

  
[ پنجشنبه هجدهم آذر 1389 ] [ 10:49 ] [ محمد ]
 

سلام .

بعد از مدتها با یک دوبیتی جدید مهمان نگاه گرم شما خواهم شد .

 

 

دریغ از شعرهایی که سرودم

از این شبها که در فکر تو بودم

امیدم بودی و اما صد افسوس

که من یک لحظه امیدت نبودم

 

 

.

 

[ سه شنبه ششم مهر 1389 ] [ 22:30 ] [ محمد ]
[ دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ] [ 15:55 ] [ محمد ]
 

 

دوستان وهمراهان عزیز سلام .  امروز هم میهمان نگاه مهربان شما شده ام با یک دوبیتی جدید .

 

 

 

دیگر تو هم زدست من انگار خسته ای

از شعرهای بیخود تکرار خسته ای

بودی طبیب و حیف که دیگر تو نیز هم

از این دل شکسته بیمار خسته ای

 

.
[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 15:37 ] [ محمد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اینجا هم جاییست برای فریاد زدن
و من
از گلوی خشکیده ی شعرهایم
فریاد میزنم
تمامی لحظه های بیتو را
ای ...
امکانات وب